قومی متفکرند اندر ره دين
قومی به گمان فتاده در راه يقين
می ترسم از آن که بانگ آيد روزی
کی بی خبران راه نه آن است و نه اين


چون آمدنم به من نبد روز نخست
وين رفتن بی مراد از نيست درست
برخيز و ميان ببند ای ساقی چست
کز اندوه جهان به می فرو خواهم شست