اين ماجرای عکس منصور نصيری هم گويا خيلی بيخ پيدا کرده!
من به عنوان عضو تحريريه شرق لازم می دونم که در اين مورد توضيح کامل بدم، کل ماجرا از اول تا آخرش اينه:
روز سه شنبه بود که طبق معمول هر روز، حسين ياغچی، پسر خوب و دوست داشتنی که مسوول صفحه آخر روزنامه هست در به در دنبال مطلب و عکس می گشت در اتاق ها و سرويس های تحريريه.
من هم که عکس منصور نصيری را در سايتش ديده بودم، عکس را به حسين پيشنهاد دادم. عکس را ديد و گفت که شايد امروز به جای عکس طرح کار کنيم. من رفتم سراغ کارم و حسين هم همينطور.
فکر نمی کردم که حسين قصد داشته باشد عکس را در صفحه آخر کار کند. چون معمولا وقتی می خواد اين کار رو بکنه مياد و شرح عکس هم از ما می خواد. نمونه اش هم عکس هایی است که از ساپاترو، نخست وزير اسپانيا يا عکس احمدی نژاد و چاوس کار شد و هر دوی آن را من پيشنهاد دادم و برای جفتش شرح عکس نوشتم. حتي براي آن عکس ها که کسي اعتراض نمي کند هم اسم زديم.( يعني حتي وقتي از Corbis هم عکس بر مي داريم مي نويسيم، عکس: Corbis. چه برسد به عکسي که يک عکاس ايراني که به لبنان رفته و اين همه خطر را تحمل کرده گرفته باشد.)
گذشت تا اينکه شب- سه شنبه شب- آنلاين شرق را چک کردم و ديدم عکس بدون اسم کار شده است. چهارشنبه ظهر که حسين را ديدم به شدت به او اعتراض کردم که چرا عکس را بدون نام کار کرده است.- پيش از همه اين اعتراض های آنلاين- حسين هم توضيح داد که فکر کرده عکس از سايت های خارجی در وبلاگ منصور نصيری کار شده است. -حسين برای اولين بار بود که فتوبلاگ منصور را می ديد و نمی دانست که او عکاس است-
خود او هم از اين اشتباه پيش آمده که بی ترديد سهوی بود به شدت ناراحت شد و قرار شد که جبران کند.

اما چند توضيح:
1. آرش جان که هميشه از عکس های زيبايت لذت برديم. ما در شرق حقيقتا فکر نمی کنيم که عکس مثل علف از زمين سبز می شود. دليلمان هم اينکه حتی وقتی از خبرگزاری ها عکس استفاده می کنيم. فقط اسم خبرگزاری را نمی نويسيم. يعنی فقط نمی نويسيم عکس: خبرگزاری فارس. می نویسيم: عکس مثلا ساتيار امامی/ فارس. يا حتی وقتی حدود 2 هفته پيش عکسی را که خودت سال گذشته در انتخابات از معين در آرايشگاه گرفته بودی به بهانه ای در صفحه 4 کار کرديم، نوشتيم: عکس: سايت کسوف.
خلاصه آرش جان، در اين دنيای ارتباطات نه فکر کرديم که عکاس آنطرف دنيا خبر نمی شود و نه اينکه فکرهای ديگری کرديم.

2. آرش جان! عباس کوثری هم شايد بی گناه ترين فرد در اين ماجرا باشد. دبير سرويس عکس که از همه عکس هایی که در صفحات روزنامه کار می شود اطلاع ندارد. ما در خيلی از موارد عکس ها را خودمان پيدا می کنيم و در صفحه کار می کنيم روح عباس هم خبر دار نمی شود. اتفاق پيش آمده فقط يک اشتباه بود.

3. دزد هم نيستيم، اشتباه شد. يعني بچه هاي صفحه آخر سهوا اشتباه کردند و خودشان هم ناراحت شدند از اين اشتباه پيش آمده.
4. ما که در شرق، حرفه اي نيستيم، اما حرفه اي ها حتما مي دانند که از اين اشتباهات در شغل ما زياد رخ مي دهد که البته بايد تا حد امکان جلوي آن را گرفت.
منصور جان من به عنوان عضو تحريريه شرق از اشتباه سهوی پيش آمده عذر خواهی می کنم و قول می دهم که بچه های خوب صفحه آخر حتما جبران خواهند کرد.