March 06, 2006

به بهانه شصتمين سالگرد سخنراني مشهور چرچيل

کنفرانس تهران؛ از راست: چرچيل نخست وزير انگليس، روزولت رييس جمهوري آمريکا واستالين رهبر اتحاد جماهير شوروي

چرچيل از آن جمله سياستمدارانی است که شايد نظیرشان در تاريخ بسيار کم باشد. از آن دسته که می توان در روابط بين الملل و عرصه سياست به آنان لقب "نابغه" داد. يکی از مشکلات جهان امروز در عرصه سياست هم همين نبود چنين سياستمدارانی است که مورد اعتماد مردم باشند. شايد يکی از دلايل اين مشکل اعتنای بی از حد جهان امروز به افکار عمومی باشد. مشکلی که "فريد ذکريا" سردبير مجله نيوزويک در کتاب "آينده آزادی" که پيشتر در موردش نوشتم، در فصل پنجم با عنوان "زياده ای از يک چيز خوب" به آن می پردازد.

ذکريا که در اين کتاب سعی می کند اولويت ليبراليسم را بر دمکراسی توضيح دهد در انتقادی از سياست های سياستمداران کنونی ايالات متحده می نويسد: " جمهوری آمريکا که در اصل با اين فکر پايه گذاری شده بود که در آن موازنه ميان دمکراسی و آزادی و حقوق اقليت برقرار باشد- يا در معنای کلی تر موازنه ميان دمکراسی و آزادی- روز به روز بيشتر به سمت پوپوليسم ساده انگارانه می رود، که معطار اصلی مشروعيت در آن شهرت، محبوبيت و گشودگی است."
و جالب اينجاست که همه و همه به نام "مردم " شکل می گيرد و همين موضوع باعث شده تا دمکراسی های بزرگ دنيا دچار بحران اعتماد به خود شوند. برای مثال در ايالات متحده، مردم اعتمادشان را به پايتخت، واشينگتن که مظهر نظام سياسی است از دست داده اند. در اوايل دهه 60 ميلادی اکثر آمرييکاييها، بيش از 70 درصد، اين گزاره را می پذيرفتند که "شما می توانيد مطمئن باشيد که دولت هرچه در واشينگتن می کند همواره يا در بيشتر اوقات درست است." اما پس از 30 سال سير نزولی اين رقم به 30 درصد رسيده است.
يا نمونه ديگر آن است که ميزان شرکت مردم در انتخابات رياست جمهوری آمريکا نسبت به دهه 60، 20 درصد کاهش يافته است:

پسدام، حومه برلين؛ از راست: چرچيل نخست وزير انگليس، ترومن رييس جمهوري آمريکا و استالين رهبر اتحاد جماهير شوروي اندکی پس از پايان جنگ متحدان پيشين (ترومن و استالين) به دشمنانی سخت بدل شدند

اما دليل اين سقوط:
يکی از انديشمندان که اکنون دهه 80 زندگی خود را می گذراند به ذکريا می گويد" هنگامی که در دوران جوانی به واشينگتن می نگريستم چهره های تاريخی می ديدم- روزولت، مارشال، آيزنهاور، مک آرتور، ترومن، و اچسن. امروز ريچارد گفارت، دنيس هسترت و جورج دبليو بوش"
شايد دمکراتيزاسيون سياست يکی از مهمترين عوامل اين افت درکيفيت سياستمداران آمريکایی و در مجموع سياستمداران جهان غرب باشد. به اين معنی که بيشتر جلوه های سياست آمريکا- احزاب سياسی، مجالس قانونگذاری،سازمان های اداری و حتی دادگاه ها، در يک تلاش آگاهانه برای اينکه ساختار و روح حاکم بر خود را دمکراتيک تر کنند، خود را بيشتر در دسترس مردم می گذارند و تحت نفوذ آنها قرار می گيرند. به عبارت ديگر امروزه برای مثال واشينگتن طوری خود را سازماندهی می کند که افکار عمومی را دنبال کن. هزاران نفر استخدام می شوند تا دائما در مورد هر موضوع قابل تصوری نبض افکار عمومی را بگيرند. "
در تاريخ آمده است که در جنگ جهانی دوم، يکی از همکاران پارلمانی چرچيل، نخست وزير وقت بريتانيا به او توصيه می کند که " کاملا مراقب اوضاع و احوال – منظور افکار عمومی- باشد" چرچيل هم در پاسخ می گويد که " مردم بريتانيا چنين رهبرانی را به ديده ای نه چندان تحسين آميز خواهند نگريست"
مشکل مردم آمريکا و شايد به طور کلی افکار عمومی جهان غرب اين است که 3 دهه گذشته هميشه رهبرانشان جلوی آنها تعظيم کرده اند. شايد همه دمکراسی اين نيست. و همين توجه بيش از حد به افکار عمومی است که باعث شده ديگر سياستمدارانی تاريخ ساز مانند چرچيل يا ترومن در عرصه سياست امروز ديده نشوند. يعنی ديگر سياستمداری وجود ندارد که افکار عمومی به دليل احترام به آنان رای دهند و بر عکس، اين سياستمداران هستند که به دنبال جلب توجه افکار عمومی هستند. دمکراسی بی ترديد خوب است، اما مانند هرچيز ديگری زيادی اش نه!
همه اين ها را به بهانه شصتمين سالگرد سخنرانی چرچيل در شهر فولتون در ايالت ميسوری آمريکا نوشتم که او در آنجا نسبت به ايجاد جنگ سرد و ديکتاتوری شوروی در عرصه روابط بين الملل هشدار داده بود. سخرانی که به "پرده آهنين" مشهور است. متن کامل اين سخنرانی گزارشی را که در بی بی سی آمده است اينجا می گذارم:

درسی از سخنرانی چرچيل در 60 سال قبل

چرچيل در سخنرانی خود به پیش بينی نظم جهانی تا 40 سال بعد پرداخت .
درست ۶۰ سال پيش وينستون چرچيل، سياستمدار سرشناس بريتانيايی، در سخنرانی خود تحت عنوان " پرده آهنين" به نحو کاملی شرايط موجود جهان در آن زمان را شرح داد. اين سخنرانی پس از اين همه سال همچنان می تواند درسی برای زمان حال و جهان امروز باشد.
اگرچه وينستون چرچيل هنگام ايراد سخنرانی مشهور خود، در ۵ مارس ۱۹۴۶، ديگر نخست وزير بريتانيا نبود ولی هنوز در سراسر جهان از شهرت زيادی برخوردار بود.
در آن ايام جهان تازه يکی از بزرگترين مناقشات تاريخ بشر، يعنی جنگ جهانی دوم، را پشت سر گذاشته بود و با اين حال هنوز تا حدی دستخوش تلاطم بود.

هری ترومن، رئيس جمهور وقت آمريکا برای شنيدن سخنرانی وينستون چرچيل به شهر فولتون در ايالت ميسوری آمريکا سفر کرد.
اين سخنرانی به صورت يکی از مشهورترين سخنرانی های قرن بيستم درآمد.
در دهه 3۰ ميلادی، وينستون چرچيل بدليل دادن هشدار درباره خطر آلمان نازی مورد تمسخر قرار گرفته بود ولی اين هشدارها نهايتا موجه از کار درآمد. سخنرانی او در شهر فولتون نيز چنين خصوصياتی را داشت.

هشدار جنگ سرد

پيش بينی چرچيل در مورد جنگ سرد درست بود و اندکی پس از پايان جنگ متحدان پيشين (ترومن و استالين) به دشمنانی سخت بدل شدند.
چرچيل پس از تمجيد از مردم شجاع شوروی و نيز مارشال استالين که وی را "همقطار خود در دوره جنگ " خواند از سرکوبی، ترس و رويارويی در دوره جنگ سرد سخن راند و گفت:" از استتين (Stettin) در بالتيک تا تريست (Trieste) در ساحل آدرياتيک يک ديوار آهنی در سراسر قاره [اروپا] کشيده شده است."
وی افزود:" در پشت اين ديوار، پايتخت های کشورهای باستانی اروپای مرکزی و شرقی قرار دارند. ورشو، برلن، پراگ، وين، بوداپست، بلگراد، بوخارست و صوفيه- همه اين شهرهای مشهور و ساکنين اين مناطق اکنون در محدوده ای واقع شده اند که من آنرا گستره شوروی می خوانم."
سخنان چرچيل در واقع درخواستی بود از آمريکا که متوجه اين واقعيت دردناک باشد که استالين در حال برپا کردن رژيم های خودکامه کمونيستی در تمام کشورهايی است که تحت کنترل نظامی شوروی قرار داشتند.
آمريکا که در همانموقع به صورت بزرگترين ابرقدرت جهان درآمده بود مدتها از پذيرفتن اين نتيجه گيری سرباز می زد. ولی يکسال بعد پرزيدنت ترومن تصميم گرفت که سياست محدود کردن قدرت شوروی را دنبال کند.
درسال ۱۹۴۸ با اشغال چکسلواکی توسط نيروهای شوروی، و محاصره برلين هرگونه ترديدی که آمريکا در اين باره داشت از بين رفت.
با گذشت ۶۰ سال از آنهنگام، اکنون شمار حکومت های مبتنی بردموکراسی بيش از هر موقع ديگری در جهان است. اما هنوزقاطعيت اخلاقی و نيز موضع قدرتی که هشدارهای چرچيل براساس آن داده می شد بسيار نادر است.


Posted by Ehsan at March 6, 2006 02:05 AM
Comments

واقعاً خوشحالم که هنوز از این دست احسان ها داریم تو این دنیا D:

Posted by: amirferrari at March 6, 2006 01:37 PM

in ketab farid zakaria ketabist ke eslahtalabane irani kheyli pishtar bayad anra mikhandand .afsus ke dir tarjome shod

Posted by: reza khojasteh at March 7, 2006 03:19 AM

مرسی.خسته‌نباشی.

Posted by: پسرحاجی at March 9, 2006 01:24 AM

ultram

Posted by: ultram at March 17, 2006 04:07 AM

ultram

Posted by: ultram at March 17, 2006 04:09 AM

Free Spyware www.free downloads for microsoft adaware download free microsoft spyware spyware review free addware spyware remover free download spyware scan and remover adware spyware remover adware remover!

Posted by: free anti spyware at March 18, 2006 10:49 AM

You have Gotcha really nice blog

Posted by: Terry at March 27, 2006 06:44 AM
Post a comment









Remember personal info?